تبليغاتX

                                       سکوتم را به باران هديه کردم , تمام زندگي را گريه کردم , نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاکي رسيدم تکيه کردم
 

پرستوی افق

چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386

سال نو همگی مبارک
 


 

14:26  | پرستوي دلشكسته  

شنبه بیست و پنجم اسفند 1386


 

 

تنها در بی چراغی شب ها می رفتم

دست هايم از ياد مشعل ها تهي شده بود. 
همه ستاره هايم به تاريكي رفته بود. 
مشت من ساقه خشك تپش ها را مي فشرد. 
لحظه ام از طنين ريزش پيوند ها پر بود. 

تنها مي رفتم ، مي شنوي ؟.......تنها. 
من از شادابي باغ زمرد كودكي براه افتاده بودم. 
آيينه ها انتظار تصويرم را مي كشيدند، 
درها عبور غمناك مرا مي جستند. 
و من مي رفتم ، مي رفتم تا در پايان خودم فرو افتم. 

ناگهان ، تو از بيراهه لحظه ها ، ميان دو تاريكي ، به من پيوستي. 
صداي نفس هايم با طرح دوزخي اندامت در آميخت: 
همه تپش هايم از آن تو باد، چهره به شب پيوسته ! همه  
تپش هايم. 
من از برگ ريز سرد ستاره ها گذشته ام 
تا در خط هاي عصياني پيكرت شعله گمشده را بربايم. 
دستم را به سراسر شب كشيدم ،  
زمزمه نيايش در بيداري انگشتانم تراويد. 
خوشه فضا را فشردم، 
قطره هاي ستاره در تاريكي درونم درخشيد. 
و سرانجام  
در آهنگ مه آلود نيايش ترا گم كردم. 
 
ميان ما سرگرداني بيابان هاست. 
بي چراغي شب ها ، بستر خاكي غربت ها ، فراموشي آتش هاست. 
ميان ما "هزار و يك شب" جست و جوهاست.  
 
سهراب


 

10:38  | پرستوي دلشكسته  

سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

سلام ای کهنه عشق من
 

 

سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
تو یه رویای کوتاهی دعای هر نظرگاهی
شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی
شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی

من آن خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم
ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمی پوشم
تو غم در شکل آوازی شکوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی

مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه میخواهی
شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی
نگاهم کن نگاهم کن شدم هر آنچه میخواستی
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشق تر
نمیترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

 


 

10:40  | پرستوي دلشكسته